هوالمحبوب

121

49.gifفرخنده سالروز میلاد ولایت مولای متقیات حضرت علی (ع) مبارک49.gif

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

قسمتی از خطبه ی پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) در غدیر خم/>

حمد و سپاس خدایی را که در یگانگی خود بلندمرتبه، و در تنهایی و فرد بودن خود نزدیک است. در قدرت و سلطه خود با جلالت و در ارکان خود عظیم است. علم او به همه چیز احاطه دارد و در حالی که در جای خود است، و همه مخلوقات را با قدرت و برهان خود تحت سیطره دارد. همیشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد ستایش خواهد بود.صاحب عظمتی که که از بین رفتنی نیست. ابتدا کننده او و بازگرداننده اوست و هرکاری به سوی او بازمی گردد.

بوجودآورنده بالا برده شده ها و پهن کننده گستزده هایگانه حکمران زمین و آسمان ها، پاک و منزه و تسبیح شده، پروردگار ملائکه و روح، تفضل کننده بر همه آنچه خلق کرده و لطف کننده بر هر آنچه بوجود آورده است. هر چشمی زیر نظر اوست ولی چشمها او را نمی بینند....

خداوند می فرماید: « ما یبدل القول لدی »، « سخن در پیشگاه من تغییر نمی پذیرد »، پروردگارا، به امر تو می گویم: « خداوندا دوست بدار هر کس علی را دوست بدارد و دشمن بدار هر کس علی را دشمن بدارد. و یاری کن هرکس علی را یاری کند و خوار کن هرکس علی را خوار کند، و لعنت نما هرکس علی را انکار کند و غضب نما بر هرکس که حق علی را انکار نماید».

Image and video hosting by TinyPic

------------------------------------------------------------------------------------------

الف29.gif

امروز و بهتره بگم فردای امروز من دو ساله می شم. منظورم کلبه ی برفی نیست، تولد کلبه ی برفی به اواسط بهمن ماه مربوط می شه. منظورم خودمم، همون خودی که صبح فردای عید غدیر 83  قول داد ، تعهد داد از یاد خدا غفلت نکنه... اما بی خبری قسمت زیادی از لحظه های این دو سال رو براش رنگ آمیزی کرد02.gif... و حالا به این فکر می کنه که اگر این رنگ آمیزی یه سال دیگه، دو سال دیگه... همینجور ادامه داشته باشه کم کم تمام بودنش خاکستری و سیاه می شه و چه تلخ از بین می ره ...

ب31.gif

**ای کاش در دشتی بودم، دشتی بی مرز و بی حصار، رها از هرچه بند و قانون وباید و نباید سبکبال می دویدم و تنها به صدای طبیعت گوش می سپردم، به نجوای باد که مناجات عاشقانه ایست با معبود خود، به سمفونی طلایی رنگ گندمزار و به آهنگ رهسپاری رود های کوچک روانه در دشت که می روند بی آنکه بدانند کی به کجا خواهند رسد...

آنجا که هیچ دیواری هیج سقفی هیچ پنجره ی بسته ای و هیچ نگاه متعجبی از مردمان، نمی توانست آسمان را از من بگیرد، ابرهای ذلال و شفاف را خیره وار می نگریستم که با خود هزاران هزار حرف و رمز در سکوت پرمعنای بودنشان داردند، سپیدی و بخشندگی دستان خالقشان را شکر! این روزها بودن در شهر طاقت فرساست برای کودک درونم و پیر شدن و شکستنش چه بی صداست...

Image and video hosting by TinyPic

پی نوشت

** چه کلام پر حسرتیه این ای کاش و چه محزون و پر افسوس!!!

خداوندا30.gifسادگی و مهربانی را به ما بیاموز و یاریمان ده هرگز از یاد جمیلت غافل نمانیم.

 

/ 38 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جوياي حقيقت

باسلام با مناظرات .مکاتبات بين آقای رضا عليشاه سلطان حسين تابنده و آقای محمد مردانی قسمت اول به روز شدم باتشکر

جوجويی طلايی خوشگل ندای گل - جوجويی حنايی کيوان

گویم سخن را باز گو / مردی کرم ز آغاز گو این بی ملولی شرح کن / من سخت کند و کودنم گوید که آن گوش گران / بهتر ز هوش دیگران صد فضل دارد این بر آن / که آنجا هواست، اینجا منم نانامی پریایی، ما جوجوا به داشتن همچین نانامی، کلللللی افتخار می کنیم، تازشم، هرکی حرف بزنه خوتمون با کفش می ریم تو دماخش... نانامی، کلبه تون خیییییییییلی قشنگه... وسیعتر از تمام دشتایی که حتی تو خاطره ها هست... مواضب خوتتون و ما جوجوا باشينا نانامی

علی (آدمکها)

چه كسي مي داند به چه مي انديشم؟چه كسي مي فهمد من پر از تشويشم؟چه كسي با من دل خسته دمي از من گفت؟چه كسي با من مطرود نشست؟ چه كسي حرف مرا، درد مرا لحظه اي باور كرد؟لحظه اي ديد درونم چه غمي استو چه اندوه گراني هر دمدر نگاهم جاريست؟؟؟؟؟سلام امیدوارم هرجا هستید شاد وسلامت باشید.با حکایتی از وبلاگ نویسا اپدیتم ومنتظر حضور شما و دوستاتون..از لطف شما متشکرم.شاد باشید و پاینده

ستايش

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نيست بين من و عشق تو ولی فاصله ای نيست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی که نه بايد بروم حوصله ای نيست گفتی که کمی فکر خودم باشم و ان وقت به جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نيست رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نيست

محمد

انگاری من اين دفه آخريم! خوب... ممم فقط سلامت و آفتابی باشين.

محمد

ای بابا عجب روزگاريه ها, اين الف کجا بود که من نديدم ! من تبريک می گم تولد قشنگتو و اين تولدی هستش که مرگ نداره و اين يعنی هميشگی شدن, يعنی جاودانگی.

محمد

سلام خوبی من ۳ ماه لينکت کردم آدم برفی اگه دوست داری منو لينک کن

ندا

ماندنها و رفتنها در پشت سکوت چشمهايمان پيداست.مهم نيست چه ميشود.اين تضاد در انتخاب اين دو انتخاب وادارم ميکند تا همه چيز را به دست زمان بسپارم.زمان و زمانه ای که این روزها گريز از اين دو عنصر ساز مخالف زن شده تنها چاره ی من.من مانده ام بين رفتن و ماندن.چه خوبست رها شدن و خود را به دست باد سپردن.شايد حرکت باد بتواند بگويد من زنده ام يا نه؟سوالی که اين روزها ذهنم رو متلاشی ميکند.ماندنهای من هميشه بوی اجبار ميدهد و رفتنهايم يعنی فرار از ماندن.هيچوقت مثل باد انتخاب نکردم.ابر هم در برابر اسارتم ميگريد.يک جاده برای رفتن به دورترين نقطه ی زندگی کردن.شايدهم يک جاده برای ماندن.ديگر جاده هام برای من مفهوم رفتن ندارند.انگار تقديرم ماندن و خم شدن و ديدن و سکوت است......مانديم در برابر هيچ.....خم شديم در برابر هيچ.....پس نماز مادر را نشکنيم