هوالمحبوب

کلبه سرد سرد شده امروز تا کیلومترها برف همه جارو پوشونده حتی گلای همیشه بهار هم یخ بستن !<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چرا که زمانه زمانه ی آفتابگردانهای سر به زیر است سعی دارند خورشید را از این آفتابگردانها بگیرند آن هم با زور گویی و ظلم اما نمیدانند که خورشید همیشه خواهد تابید و آفتابگردانهای سر به زیر در سایه هم انوار خورشید را خواهند یافت چرا که همواره آ ف ت ا ب گ ر د ا ن هستند

 

هنگامه ایست که خداپرستی را جرم می شمارند و خدا پرستان را محکوم می کنند آن هم در ماه محرم الحرام 02.gif . وای بر حال کسانیکه این چنین دل بندگان خدا را به درد می آورند وای بر حالشان .

 

شعری از قیصر امین پور انتخاب کردم :

 

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم

اگر خون دل بود ما خورده ایم

اگر دل دلیل است آورده ایم

اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان گردنیم

اگر خنجر دوستان گرده ایم

گواهی بخواهید اینک گواه

همین زخمهایی که نشمرده ایم

دلی سربلند و سری سر بزیر

از این دست عمری بسر برده ایم

 

 

خداوندا بر خودت توکل میکنیم که دلیل وجودمان جر تو نیست

خوب ساده و مهربون باشیم و از یاد خداوند قادر و متعال هرگز هرگز غافل نباشیم . یا علی

 

/ 17 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
رضا

هو... ۱۲۱ ... شمشير عشق بر سر لوح مزار ماست .... ما عاشقيم و كشته شدن افتخار ماست .... هر كس كه فكر كنه ميتونه با زور جلوي نور خورشيد و بگيره بزاريد تو حماقت خودش بميره ... به حمد الله ۵ شنبه حضرت آقا محكم و راسخ بر مسند مبارك تكيه زدن و مجلس تهران در شكوهي دو چندان تشكيل شد .... يا مولا مجذوب عليشاه

محمد حسین

سلام... میدونستم زودتر سر میزدم... با اينكه داس دلهره گردن اين دقيقه ها رو مي شمره با اينكه آينه از شب و گريه پره با اينكه تو ماهتاب و آب صداي كوچ است و شتاب با اينكه تو پستوي ذهنِ همه كس رد گريز و قفس هنوزم ، مي شه قربانيِ اين وحشت منحوس نشد هنوزم ، مي شه تسليمِ شب و اسيرِ كابوس نشد (ایرح حنتی عطایی)

سید

سلام وبلاگ زیبایی دارید...امیدوارم همیشه کلبه برفی تان برفی باقی بماند و البته از آفتاب نیز محروم نماند! اما خوب نوشته اید این روزها روزهای بدی است، خدا پرستی و علی دوستی هم جرم شده! خدا به ما رحم کند....

nima

سلام پريا خانوم . روحی زيبا مرا زين پس به کلبه ای برفی رهنمون خواهد ساخت . ای دل غمين مباش ...يا ذات هو

neda

سلام......به قمارخانه رفتم همه پاکباز ديدم....چو به صومعه رسيدم همه زاهد ريايی....به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند....که تو در برون چه کردی که درون خانه آيی؟.....در دير ميزدم من....که ندا ز در درآمد....که درآ درآ عراقی.....که توهم از آن مايی...........من شايد نتونم خيلی حالتو بابت اين قضيه درک کنم اما نظرم راجع به دير و دراويش تو اين چند بيت گفتم اميدوارم همه چيز حل شه

تازیانه!

سلام دوست خوبم! چند بار به وبلاگت سرزدم، باورت می‌شود؟ چه وبلاگ معنوی و آرام‌بخشی داری؛ مسلما از برخواسته از دل پاک و معصومت هست. ظهر که آمدم برف باران بود! آنها که در شبی غمناک و وحشتناک مظلومانه کتک خوردند،‌ پيش از آن که بخواهيم از کيش و آيين‌شان سخن بگوييم، يک *انسان* بودند. تو نيز چنينی... برايم مهم نيست که درويش هستی يا نه... يک انسان با وجدان و خوب ما و خدايی... فعلا خدانگهدارت!

nima

سلام . همدردی بنده رو بابت حادثه ی قم بپذيريد .

به دنبال حقیقت

سلام می تونيد در وبلاگتون مقداری در باره رسوم و آداب خاص درويشی صحبت کنيد؟

پريا

(هوالمحبوب) سلام دوست عزيز اين لينک رو ميذارم اينجا اميدوارم بهش سر بزنين و تحقيق رو فراموش نکنين http://mehrabi.blogfa.com/post-45.aspx شاد و سربلند و همواره رهرو باشين . يا علي

neda

سلام عزيزم در مورد آفتابگردونا موافقم ميدونی که چی ميگم