یا مولا دلم تنگ اومده

هوالمحبوب

و خداوند قضاوت خواهد کرد و حقیقت هرگز پنهان نمی ماند<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

در پی تخریب حسینیه ی قم توسط از خدا بیخبران مدعی الاسلام در ماه محرم الحرام و ضرب و شتم و بازداشت دراویش گنابادی که در ابتدا با شاخه های گل در اعتراض به بسته شدن حسینیه ( که ملکی بود وقفی از طرف آقای شریعت و با همت دراویش به تازگی به حسینیه تبدیل شده بود .) به تحصن نشسته بودند .

 image hosting by http://hostedpictures.com/image hosting by http://hostedpictures.com/

image hosting by http://hostedpictures.com/

 سلام . متن و پی نوشت را بر خلاف ماهیت پی نوشت که در آخر متن خوانده می شود تواماً با هم بخوانید .

( آنکه حقیقت را نبیند بی شک چشمهایش را بسته است ! )

این روزا انقدر برف اومده که در چوبی کلبه رو به سختی باز کردم وقتی وارد کلبه شدم یه آه سرد کشیدم همه چی عوض شده بود . گلای شمعدونی پرپر شده بودن و اجاق رو به خاموشی بود پنجره ی چوبی شکسته بود و باد سردی زوزه کشان وارد می شد . همه چیز غمگین و سرد بود . با خودم گفتم خدا همه جا هست و جایی که او هست ، حق هست و ایمان هست نباید انقدر سرد و غمگین باشه . یه صدای کوچیکی شنیدم برگشتم و دیدم کنار پنجره ی شکسته یه کبوتر سفید و معصوم با بالهای زخمی نشسته و ناله می کنه تعجب کردم ! تو این برف و کولاک این حیوونی کجا بوده و چرا به این وضع افتاده به طرفش قدم برداشتم . هر چی بهش نزدیکتر می شدم انگار بالهاش بیشتر می لرزیدن . گرفتمش تو دستام بدنش گرم بود و قلبش تند تند می زد سعی کردم با نوازش پراش بهش اطمینان بدم که به جای امنی اومده . آوردمش کنار اجاق و گذاشتمش روی یه دستمال سفید و هیزمای اجاق رو زیاد کردم . گفتم به خاطر این کبوتر هم که شده باید این اجاق روشن و گرم بمونه . هیزمای اجاق که بیشتر شد دلم بیشتر و بیشتر آروم گرفت . پنجره ی شکسته رو با تکه های چوب و پارچه و پلاستیک پوشوندم و کنار قرآن روی طاقچه چند تا شمع سفید و سبز روشن کردم ...

 پی نوشت :

گلای شمعدونی پرپر : مثل همون گلایی که تو دست فقرا پرپر شدن.

باد سرد : آدمای از خدا بیخبر و ناآگاه یا آگاه و ...

کبوتر سفید : نماد دلای دراویش گنابادی که بدجوری شکست.

اجاق : نماد ایمان به خدا.

هیزم : نماد یاد خدا که آرامبخش دلهاست.

 

 اشاره : دوست عزیزی پیغام گذاشتن و در مورد آداب و رسوم خاص دراویش گنابادی سوال کردن باید در جوابشون بگم که آداب و رسوم خاصی در کار نیست . می تونین به لینکی که در قسمت نظرات بعد از نظر خودتون نوشتم مراجعه کنید  

نکته ی بسیار مهم اینکه اگر جویای حقیقت هستید بنده ی حقیر به هیچ وجه در مقام راهنمایی نیستم. چون ممکن است هر برداشتی از حرفهای من بشود . تنها تحقیق بسیار باید گردد تا روشنی در دل پدید آید خوشحال میشم با من در تماس باشین .

 

یک دو بیتی زیبا از دیوان شاه نعمت الله ولی :

دانستن علم دین شریعت باشد

                 چون در عمل آوری طریقت باشد

گر علم و عمل جمع کنی با اخلاص

                    از بهر رضای حق حقیقت باشد

 

ختم کلام مقل همیشه :سادگی و مهربونی رو فراموش نکنیم و همواره به یاد خداوند جمیل باشيم01.gif . یا علی 23.gif

 

/ 26 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سید

من هم برای شما آرزوی موفقیت می کنم. به امید روزی که هیچ حقی پایمال نشود و ظلم این چنین فاحش بر حیات انسان سیطره نداشته باشد.

صدرا

سلام و درود --- با تسليت ..... به ترس از کسی که جز خدا کسی رو ندارد مطمئن ام که بزرگان و مشايخ هيچگاه دست برا انتقام و نفرین بلند نخواهند کرد چون خدای بزرگ دعای اونها رو رد نخواهد کرد این چیزی ست که در تاریخ مدام تکرار میشود حلاج ها - شمس ها - مولاناها - ملاصدرا ها - سینا ها - شاه نعمت ا...ولی ووووووو همگی در یک بحران خاص خودشان گرفتار شدند

صدرا

ادامه.... مگر برا ملاصدرا پيش نيامد كه او را تكفير كردند و به كفدهك( قم) تبعيد كردند و حالا براش همايش و بزرگداشت ميزارن و همچنين شيخ اشراق سهروردي كه او رو شهيد كردند و حالا در ايران و آتن براش بزرگداشت ميزارن آي اهل علم و منطق بياد بگيد چه فرقي بين ديدگاه ملاصدرا و شيخ اشراق و اهل تصوف وجود داره كه اينهمه بلوا بپاشد مگر اين نيست كه در اسلام وقرآن توصيه به عقل و تفكر نشده بياد عاقلانه فكر كنيم كه تاريخ تكرار و تكرار خواهد شد كل يوم عاشورا كل يوم كربلا هر روز عاشورا و كربلا تكرار خواهد شد هل من ناصرا ينصرني از امام عصر (عج) شنيده خواهد شد ولي كسي رو توانايي ياري نيست چون جاه و مال و مقام ما رو اسير كرده شاد باشيد

Maryam

دوست من,هيج کاری بدون جواب نمی مونه...از متن زيبايتان بسيار ممنونم. موفق باشيد.

payam

چه آغازی چه انجامی چه بايد بود و بايد شد در اين گرذاب وحشت زا .... چه اميدی چه پيغامی کدامين قصه شيرين برای کودک فردا ...... زمين از غصه ميميرد گل از باد زمستانی شعور شعر نا پيداست در اين مرداب انسانی ..... همه جا سايه وحشت همه جا چکمه قدرت... گلوی هر قناری را بريدند از سر نفرت.......

kooheyakhy

سلام.خانوم خانوما چرا آپ نمی کنن؟

nima

پريا جان ديگه وقتشه که اين عکس ها رو از جلوی چشما ورداری . داغمونو تازه نکن . ببخششون . ياعلی .

سجاد

هو اول واخر يار خيلی زيبا وعميق مينويسيد بدون تعارف من عاشق اين سبک از نوشته ها هستم موفق باشيد . به بنده فقير هم سر بزنيد يا علی مدد

نسترن

قسم به چشم های تر همیشه با دل منی من آن غریق خسته ام همیشه ساحل منی ...........