هوالمحبوب

121

 

     سلام .. می نویسم از همه چیز و از هیچ چیز (داره برف می یاد و من از اول عاشق این شگفتی زیبای طبیعت خالقم میشم) اومدم به کلبه ی برفیم .. بعد از مدتها .. اول از همه از همه دوستای خوبم که به یادم بودن و تو وبلاگاشون مدتیه خط خطی نکردم ممنون و18.gif معذرت.

اونقدر به آرامش کلبه احتیاج داشتم که نفس نفس زنون خودمو رسوندم . راه پر از برف بود ، به زحمت در چوبی کلبه رو باز کردم دستام از سرما کرخت و سرخ شدن.. رادیوی تک موج روی طاقچه پر از گرد  و غبار شده و دیگه آهنگ خوابهای طلایی رو تکرار نمی کنه ! باید درستش کنم ...

گل شمعدونی که قهر قهره ! اصلا نگام نمی کنه ..

کار ، درس ، جابه جایی .. باعث شد مدتی نتونم اینجارو گردگیری کنم (چند باری هم اومدم اما فرصت کم بود و زود برگشتم بی اینکه ردپایی از خودم به جا گذاشته باشم)

Image Hosted by ImgSpace.org

روزمره های جامعه

امسال موج سرما کشور رو حسابی غافلگیر کرد تو شهر من دمای هوا به ۳۰- هم رسید که سالهاست بی سابقه بود.. اما سرما فقط سرما نبود خبرهای بد یخ نزدن بلکه جاری تر از قبل به گوش رسیدن..

 سرما –  گا ز – انتخابات 38.gif

چه ربطی بین این سه کلمه ست ؟ وقتی گاز هست انتخابات سرده ؟ وقتی گاز نیست سرما از انتخاباته ؟ وقتی سرده از پدیده ی انتخابات میشه به عنوان گاز استفاده کرد؟ شایدم اگه سروصدای انتخابات رو با گاز خفه کنیم سرما از یاد بچه های سرما خورده بره! چی به چیه ؟!!!!

از انتخابات مجلس حرفی به میان نمی آورم نگرانی من کودکیست .. پسرکی ست .. مظلومکیست 02.gif.. پارسال همین موقع ها بود که دیدمش شایدم بار اول قبلتر بود و من دیده بودم و ندیده بودمش! خلاصه سال گذشته همین موقعها بر تلی از اشک و آه او را شناختم .. پسرکی که روزنامه می فروخت و از سرمای هوا می گریست ، بهانه اش به غارت رفتن اندک پولی بود که از فروش روزنامه به دست می آورد . امسال بار دیگر دیدمش کیف کهنه ای زیر اندازش بر توده های برف و یخ بود و رو اندازش تکه پارچه ای که بسیاری آقا زادگان آن را جهت پاک کردن کفششان هم مناسب و لایق نمی دانند! نگرانی من انتخابات نیست ، رد صلاحیت ها هم نیست ، دغدغه ی شناختن کاندیدا ها را نیز ندارم ! مرا چه مربوط ! وقتی نگران پسرکی هستم که حتی مطبوعات سیاسی در دستانش فغان می کنند ، می گریند ، زجه می زنند ! مقاله هایش چه نوشداروییست برای دستان کوچک و بیمار کودک بی سر پناه سرزمین من L وای بر آن مقام بلند پایه ای که از زبان ملت من صادرات گاز  به هند و چین را افتخار اعلام کرد! 47.gif و تفاوتی که من از سال پیش تا به امسال در وجود پسرک می بینم چیزی جز بلندتر شدن قامتش و عمیقتر شدن اندوهش نیست...22.gif

از دوستی هدیه ای گرفتم برای سال ۱۳۸۷ که هنوز نیامده است . سالنامه ای کوچک با برگهای کاهی ولی لبریز از سخن ها و نکته های شگفت آور .01.gif  جملات پشت جلدش را با هم بخوانیم : «  دختران روستا به شهر فکر می کنند، دختران شهر در آرزوی روستا می میرند، مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند، مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند. پروردگارا ، کدامین پل ، در کجای جهان شکسته است که هیچ کس به خانه اش نمی رسد ؟  »

برای تو که سالهاست می شناسمت و روزهاست که ندیدمت برای تو ندای خوبم :

ندایی دوست مهربونم می دونی که چقدر دلتنگتم ، نکنه این همه دوری تداوم داشته باشه ، نکنه قاصدکا خبر دلتنگیمو بهت نرسونن ؟ نکنه تو این برف و سرما قلبم از ندیدنت یخ بزنه ؟ هر جا هستی ، همیشه مراقب خودت باش ریحون بنفشه ی پاکم . خدا پشت و پناهته خواهر گل من . 08.gif

 

 

/ 11 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بغض خاموش

سلام پری جون خوبی چه عجب اومدی دلم تنگ شده بود گفتم شايد فراموش شدم ولی خيلی با معرفتی خوشحالم کردی هميشه بمون موفق باشی يزدان يارتان

سيد

خوشحالم که برگشتيد گرچه نرفته بوديد عالی بود استفاده کردم.خوش به حال آن پسرک که لااقل کسی هست نگرانش

میلاد

مثل همیشه زیبا و ساده......................

مريم

سلام به پریای عزیز خودم الهی شکر که برگشتی . مثل همیشه مهمون نواز و مهربون . ممنون که دعوتم کردی موفق و سلامت و در پناه حضرت حق باشی یا علی

Elham D

سلام خوشحالم که برگشتی پريا جون. ممنون از محبتت. خدا رو شکر من هم خوبم. هميشه شاد و سلامت باشي عزيزم.

بغض خاموش

نمی خواهم در خانه ای مصنوعی به حرفهای حبابی گوش بسپارم ودر نبودت به انهدام تمام خاطره ها بپرذازم هر چند تقويم گذشته ها را ورق زدن بی فايده است ==== از اين پوسته بيماری که مرا در بر گرفته خلاص نخواهم شد نمی خواهم به ذره های فاسد تبديل شوم وازاين بوی کهنه گی بميرم ==== مرا نخواهی بخشید چه فرق می کند باشم يا نباشم وقتی سهم من از زندگی به نظاره نشستن لحظات کاغذی است ==== مرا آيه تاريکی می خوانی آيا تو که در خورشيد متولد شدی هرگز در کسوف نمانده ای؟ ==== مرا نخواهی بخشيد ديگر از تخيل گذشته ام وبرگهای انتظار در فصل زرد زمین سرد را می بوسند در ابتدای ويرانيم ودر اتاقی متروک لحظات تنهايی ام را به نظاره نشسته ام ==== مرا ببخش شايد آسوده تر اين راه بی انتها را طی کنم بگذار در پناه شعرهايم آرام چشم فرو بندم. ... به روزم

الهه

هو۱۲۱ سلام وبت عاليه عزيزم من آپم خوشحال ميشم سر بزنی و نظر بدی موفق باشی زير سايه ی مولا يا علی

نازنین

سلام عزیز دلم....الهی قربون معرفت . کمالاتت برم من[ماچ] دل منم خیلی واست تنگ شده اینقدر چشام از شادی برق زد وقتی کامنتتو دیدم که نگو.................... خیلی دوستت دارم...1000 تا ولنتاینت مبارک با کمی تاخیر[خجالت] [گل] حتما اگه به قول خودت خط خطی کردم یا همون اپ کردم این بار قول مردونه میدم که اول واسه تو کامنت بذارم[تایید] مرسی سر زده بودی فدات بشم فعلا خدانگهدار[گل]

نازنین

گاهي وقتها از نردبان بالا ميرويم تا دستهاي خدا را بگيريم غافل از اينکه خدا پايين ايستاده ونرده ها رو محکم گرفته که ما نيفتيم[چشمک] یا علی