كلبه ي برفی من

هوالحق

يه سلام ديگه از نوع مهربونش تقديم به شما .

خوب تصميمم اينه كه يه شعر ديگه از سهراب سپهري ( مردي كه زندگي را ميسرود ) واسه ي كسايي كه شعراشو

دوست دارن بنويسم :

از آبها به بعد

((روزي كه دانش لب ‌آب زندگي ميكرد، (فكر كنين به اين جمله)

انسان در تنبلي لطيف يك مرتع

با فلسفه هاي لاجوردي خوش بود. (دراز كشيدن روي سبزه ها زير سقف آسمون و رؤياهاي آبي)

در سمت پرنده فكر ميكرد.

با نبض درخت ، نبض او ميزد. (آخي چقدر لطيف)

مغلوب شرايط شقايق بود. ( و پر از احساس )

مفهوم درشت شط

در قعر كلام او تلاطم داشت. (و دانش)

... ))

به نظر من كه محشره نظر شمارو نميدونم !!!

بهر حال ساده و مهربون باشين ... خدارو هرگز فراموش نكنين ...

((يا حق))

نوشته شده در ۱۳۸٤/٢/٢٧ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ توسط پریا نظرات ()


Design By : Pichak