كلبه ي برفی من

 هوالمحبوب

سلام ( کلمه ی مهمیه ساده نگذریم ازش ، مهم و زیبا )

امروز آرام آرامم و آرام و شمرده نفس می کشم . بیرون کلبه رو یه دونه پله ی چوبیش نشستم و چشم دوختم به دشت پوشیده از برف روبه روم . خورشید با طمانینه برف های نیمه نیمه رو بدرقه ی سفر میکنه . سفری تا دل آسمون .

امروز همه چیز برایم آرام است و ساکت و سپید همچو برف همانند یکسال پیش در همین تاریخ (11/11/83) که به گفته ی بسیاری بسان تولدی دیگر می ماند . و من یکساله شده ام .

و مناسبت دیگر آغاز ماه محرم است .

محرم و یاد امام حسین . شمع و نذری ، دسته های عزاداری ، صدای سنج و طبل و زنجیر و عطر گلاب و اشک ...

میدونین به نظر من زیباترین چیز تو این ماه این کوچولوهایی هستن که لباس سفید یا مشکی به تن دارن و پیشونی بند سبز یاحسین به پیشونی های پاکشون بسته شده . این فرشته های زمینی که هر چی بزرگتر میشن بالهاشون کوچیکتر میشه و شماره ی کفششون بزرگتر . این فرشته های معصومی که آدم از تماشای چهره های پاکشون سیر نمیشه مثل برف پاک پاکن

اما کاش عزاداریهامون در این ماه منحصر به تماشای عبور دسته های عزاداری نباشه کاش در خلوت دلمان عزاداری کنیم .

  image hosting by http://hostedpictures.com/

ساده و مهربون باشيم و خدای جميل رو هرگز فراموش نکنيم التماس دعا يا علی .

نوشته شده در ۱۳۸٤/۱۱/۱۱ساعت ۱۱:۱٩ ‎ق.ظ توسط پریا نظرات ()


Design By : Pichak