كلبه ي برفی من

(( هوالحق ))

سلام : فلبداهه: ( سین از جهت آرزوی سلامتی + لام از جهت ذکر لا اله الا لله + الف از جهت امیدواری به رحمات و نعمات الهی + میم از جهت اظهار مهر و محبت )

آرزوی قلبیم اینه که حال و احوالات همه ی مهمونای کلبه ی برفیم خوب باشه . امروز شال و کلاه کردم ورفتم جنگل ، هیزم آوردم تا اجاقو روشن کنم.تو راه که می اومدم یاد شعرای مورد علاقه ی بابا بزرگ مهربونم افتادم ، با خودم گفتم چه خوب میشه اگه یکیشو بنویسم آویزون کنم سردر اتاق که وقتی نسیم می وزه حرکت کنه و مهمونارو به وجد بیاره .الانم یکی از پنجره ها بازه و اون بیت زیبا داره حرکت میکنه انگار یه نور و روشنی خاصی به کلبه بخشیده که خوشحالم میکنه .گنجه رو هم که دارم مرتب میکنم فقط می مونه دیوارای چوبی کلبه که باید یه آدرسای آسمونی رو روشون حک کنم . راستی امروز تو جاده ی کنار جنگل اون دوردورا وقتی داشتم برمی گشتم یه گاری چی وایساده بود ( مربوط به پشتیبانی وبلاگ ) که توی گاریش یک عالمه خرت و پرت داشت تو بساطش یه رادیوی قدیمی کوچیک پیدا کردم که در عوض 3 تا انار و یه قرص نون که تو بغچه ام داشتم مال من شد . خلاصه آوردمش تو کلبه و کلی باهاش سروکله زدم تا بالاخره صداش دراومد.با اینکه قدیمیه و یه موج بیشتر نمیگیره و اون یه موج هم فقط یه آهنگ بی کلامو تکرار میکنه اما میارزه که وقتی مهمون میاد اگه منم نبودم کلبه خیلی ساکت نباشه و متروکه به نظر نیاد.خلاصه گذاشتمش تو طاقچه ( مربوط به موسیقی وبلاگ ) . اينم عکسی از همون جاده کنار جنگل .  

image hosting by http://hostedpictures.com/

مثل اینکه امروز خیلی حرف زدم حالا یه شعر زیبا :

 

ای دل اینجا کوی جانانست از جان دم مزن

از دل و جان و جهان در پیش جانان دم مزن 

گر تو مرد درد « او » یی هیچ از درمان مگو

درد او را به ز درمان دان ز درمان دم مزن

کفر و ایمان را به اهل کفر و ایمان واگذار

باش مستغرق در او از کفر و ایمان دم مزن

لب بدوز از گفتگو چون نیست وقت گفتگوی

جای حیرانیست در وی باش حیران دم مزن

چون یقین آمد رها کن قصة شک و گمان

چون عیان بنمود رخ دیگر ز برهان دم مزن

قصة کوران به پیش مردم بینا مگوی

بیش از این در پیش بینایان ز کوران دم مزن

علم بی دینان رها کن جهل حکمت را مجوی

از خیالات و ظنون اهل یونان دم مزن

آب حیوان را گر انسانی به حیوان کن رها

پیش دریای حیات از آب حیوان دم مزن

وصل هجران نیست الا وصف خاص عاشقان

« مغربی » گر عارفی از وصل و هجران دم مزن

( مغربی )

خوب اميدوارم مثل هميشه سادگی و مهربونی رو فراموش نکنين و از همه مهمتر اينکه همواره به ياد خدای رحمان و رحيم باشين.التماس دعا.يا علی

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٤/٩/۱٢ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ توسط پریا نظرات ()


Design By : Pichak