كلبه ي برفی من

هوالحق

سلام.اومدم يکی از کامنتای دوست خوبم ندا رو بذارم اينجا که شما هم بخونيدش:

از جبران خليل جبران:

((روح در جسمم پير گرديد و ديگر جز خيال سالها چيزی نخواهد ديد اگر آرزوهايم فاش گردد از عصای صبرم ياری ميگيرم پيش از آنکه به چهل سال رسم آرزوها از من گريزانند اين است حال من پس اگر پرسند : چه بلايی بر سر او آمد؟ بگوييد : گرفتار جنون است و گر به دنبال چاره بودند بگوييد : با مرگ درمان خواهد شد............))

ديگه همين و اينکه سادگی و مهربونی رو فراموش نکنين و از همه مهمتر خدارو.

نوشته شده در ۱۳۸٤/٥/۱٩ساعت ٩:٥۸ ‎ب.ظ توسط پریا نظرات ()


Design By : Pichak