كلبه ي برفی من

هوالمحبوب

121

 

 

رسیدیم به آخرای بهار 89 .. اما من طراوت و شادابیه بهار رو هنوز حس نکردم فکر کنم هنوز جا موندم از زمان و نتونستم خودمو برسونم به موقع. شایدم مثل همیشه من گم شدم .. جایی در انحنای احساسات ناشناخته ام ..

ای دل گله کم کن ...

مدت زیادیه دلم میخواد یه لاک پشت داشته باشم .. نمی دونم چرا .چشم. شاید میخوام با دیدن حرکات کند و آهسته اش یه وجه اشتراک پیدا کرده باشم و بدونم که تنها من نیستم که آهسته ام در راهم ...

چند شب پیش یه خواب خوب دیدم . اونقدر خوب بود که جزو بهترین خوابایی دسته بندیش کردم که تا بحال تو عمرم دیدم.. جزئیاتش بماند اما همین بس که پر از نشانه بود .. گاهی وقتا یعنی بیشتر وقتا خدا پیغامهایی رو بسته بندی می کنه و به شکلای مختلف سر راهمون قرار میده .. این ماییم که باید هوشیار باشیم و ببینیمشون ..

کاش همیشه آماده ی دیدنشون باشیم تا فرصتارو از دست ندیم .. دیدن نشانه ها و جستجو کردن پیغامهایی که دارن قدمهایین رو به جلو .. همین برای نموندن و بوی نا نگرفتن کافیه .. چشم و دلمونو رو به نشانه های خدا باز کنیم و ازشون استقبال کنیم . اصلا بیاید منتظرشون باشیم .. اینجور انتظارا اغلب بی نتیجه نمیمونن چون با دنیای ماورای ماده سر و کار دارن و با انر‍ی و کائنات دست در دست هستن ..

از همین لحظه منتظر نشانه های خدا باش .. هر چند من تو همه ما هر کدوم یک نشانه هستیم هر لحظه هر نفس هر حرکت نشانه ست اما برای کسایی مثل من که اول راهن نشانه های کمی متفاوت تر جلو برنده تر هستن .. مثل یک مورچه زرد بین یه عالمه مورچه سیاه .. مثل یه قاصدک تو فصل بهار .. مثل یه قطره آب روی دستت وقتی هوا اصلا ابری نیست و بارونی نیومده .. مثل ...

 

 

 

  آپدیتی برای زمستان سال 1388 که گذشت و در وبلاگ نیاسود :

ماه ها داره می گذره .. از آخرین باری که کلبه ی برفیمو آب و جارو کردم .. خدایا گاهی چقدر زود دیر میشه .. بارها خواستم بیام پنجره های کلبه رو باز کنم هوای سرد برفی رو نفس بکشم .. شمعدونی های تو طاقچه رو آب بدم و رادیوی تک موج کلبه (موسیقی پس زمینه وبلاگ) رو تعمیر کنم تا صداش دوباره دربیاد .. اما نشد .. حالا کاملا دارم لمس می کنم وقتی می گن با بزرگ شدن آدما مشکلاتشونم بزرگ میشن یعنی چی ..

تو این دوسال اتفاقات زیادی افتاد تجربه های تلخ و شیرین .

کار رو کاملا گذاشتم کنار و با اونهایی که دورنگ بودن با اونایی که روراست نبودن کلا رابطه ام رو تموم کردم .. این از کار و مسائل کاری .. از اطراف و اتفاقای کوچه و خیابون و شهر و کشور و قاره و کل کره ی زمین هم هیچ حرفی برای گفتن ندارم ..

 اما یه تجربه تلخ دیگه پر کشیدن بابابزرگم بود که تو اوج سکوت و آرامش با یک دنیا صفا .. بردیمش و به خاک سپردیم .. سخت بود .. انگار با رفتنش قسمت بزرگی از سادگی های دنیا گم شد .. دلم تنگشه ..

دیروز چهلمین روز درگذشت پدربزرگ به دیدارش رفتیم و شعر سپید سنگ مزارش رو زمزمه کردیم :

 حیف می دانم دگر برنمی داری از آن خواب گران سر. تا ببینی خوردسال سالخورد خویش را. کین زمان چندان شجاعت یافته است تا بگوید:راست می گفتی پدر...

 یه تجربه وحشتناک هم داشتم که اونم رفتن دوستم از کنارم بود که انگار مدتی پیش این رفتن آغاز شده بود و من نمی خواستم باور کنم این جدایی پس از ده سال از نزدیکترین دوست و خواهرم منو شکوند .. بدجوری دلم تنگ شده برای خودش صداش حرفاش که به من می گفت سیب کوچولو .. برای خودم وقتی اسمش رو گذاشتم ریحون بنفشه..

همیشه تو سبزی خوردن ریحون بنفشه هارو جدا می کردم برای خودم عطرشونو نفس می کشیدم و مزه اشون رو با تمام وجود دوست داشتم .. اما حالا ریحون بنفشه های سبد سبزی برام غریبه شدن .. حتی دستم رو طرفشون نمی برم . دستم می لرزه .. آخه اسم نزدیکترین و صمیمی ترین دوستم رو ریحون بنفشه گذاشته بودم به خاطر پاکیش ..

 دلم تنگ شده بود برای کلبه ی برفیم تنها جایی که توش از سر و صدا از هیاهو از جنجال از خیلی چیزای بد و بدرنگ خبری نیست ..

چقدر منتظرم که باریدن برف زمستونی رو یکبار دیگه ببینم .. می خوام یبار دیگه پر بشم از هوای برفی از سکوت برف از یکرنگی و سپیدی برف لذت ببرم ..

 من هنوز همون دونه ی برف آلوده هستم که با تمام آلودگیم آب نشدم .. آخه دونه های برف خیلی پاکن اگر یه کوچولو آلودگی گرد و غبار یا سیاهی بهشون برسه اینقدر وجودشون پاکه که آب میشن می رن .. نمی مونن ..

اما من یه دونه برف متفاوتم .. شاید دارم یخ می زنم و خودم خبر ندارم ..




با همین حس در کلبه ی برفی رو به روی همه ی رهگذرای دوست داشتنی کلبه ام برای همه دوستای عزیزی که بهم سر می زدن باز می کنم هرچند یک عالمه برف پشت در چوبی کلبه جمع شده اما اینقدر تلاش می کنم که راه رو برای دید و بازدید های گذشته هموار کنم ..

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۳/۱٧ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ توسط پریا نظرات ()


Design By : Pichak