كلبه ي برفی من

هوالمحبوب

کلبه سرد سرد شده امروز تا کیلومترها برف همه جارو پوشونده حتی گلای همیشه بهار هم یخ بستن !

چرا که زمانه زمانه ی آفتابگردانهای سر به زیر است سعی دارند خورشید را از این آفتابگردانها بگیرند آن هم با زور گویی و ظلم اما نمیدانند که خورشید همیشه خواهد تابید و آفتابگردانهای سر به زیر در سایه هم انوار خورشید را خواهند یافت چرا که همواره آ ف ت ا ب گ ر د ا ن هستند

 هنگامه ایست که خداپرستی را جرم می شمارند و خدا پرستان را محکوم می کنند آن هم در ماه محرم الحرام  . وای بر حال کسانیکه این چنین دل بندگان خدا را به درد می آورند وای بر حالشان .

 

شعری از قیصر امین پور انتخاب کردم :

 

سراپا اگر زرد و پژمرده ایم

ولی دل به پاییز نسپرده ایم

چو گلدان خالی لب پنجره

پر از خاطرات ترک خورده ایم

اگر داغ دل بود ما دیده ایم

اگر خون دل بود ما خورده ایم

اگر دل دلیل است آورده ایم

اگر داغ شرط است ما برده ایم

اگر دشنه ی دشمنان گردنیم

اگر خنجر دوستان گرده ایم

گواهی بخواهید اینک گواه

همین زخمهایی که نشمرده ایم

دلی سربلند و سری سر بزیر

از این دست عمری بسر برده ایم

 

 

خداوندا بر خودت توکل میکنیم که دلیل وجودمان جر تو نیست

خوب ساده و مهربون باشیم و از یاد خداوند قادر و متعال هرگز هرگز غافل نباشیم . یا علی

 

نوشته شده در ۱۳۸٤/۱۱/٢٥ساعت ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ توسط پریا نظرات ()


Design By : Pichak